تبلیغات


شاد باش - مطالب اشعار خنده دار

اشعار خنده دار (4)

شنبه 8 تیر 1392 04:44 ب.ظنویسنده : بنده خدا

 

اشعار خنده دار (4)

اینم یک شعر خفن دیگه که نمی دونم از کجا پیداش کردم توی کامپیوترم بود!!

 

وبلاگ این روز ها : شعری در وصف حال زن ذلیل ها !!!

                                                  

الهــــی به مــــــردان در خانه ات !

به آن زن ذلیلان فـــــرزانــــــه ات!

به آنانکه با امـــــر روحی فداک !
نشینند و سبـــــــــــــزی نمایند پاک !

به آنانکه از بیـــــــخ و بن زی ذیند !
شب و روز با امــــــر زن میزیند !

به آنانکه مرعــــــــــوب مادر زنند !
ز اخلاق نیکـــــــــوش دممی زنند !

به آن شیــــــــــــر مردان با پیشبند !
که در ظـــرف شستن به تاب وتبند !

به آنانکه در بچّــــــــــه داری تکند!
یلان عوضکــــــــــــردن پوشکند!

به آنانکه بی امــــــــــــر و اذن عیال
نیاید در از جیبشان یک ریــــــــال !

به آنانکه با ذوق وشــــــــــوق تمـام
به مادر زن خود گویند : مـــام (!)

به آنانکه دارند بــــا افتخـــــــــــــار
نشان ایزو...نه ! زی ذی ده هزار !

به آنانکه دامـــــــن رفــو می کنند !
ز بعد رفــــــــویش اُتـــو می کنند !

به آنانکه درگیــــر ســــوزن نخند !
گرفتـــــــــــار پخت و پز مطبخند !

به آن قرمــــــــه سبزی پزان قدر !
به آن مادران به ظاهــــــــــر پدر !

الهـــــــــی! به آه دل زن ذلیــــــل!
به آن اشک چشمان "ممّدسبیل"

به تنهای مردان که از لنگـــه کفش
چو جیــــــــغ ایالانشان شد بنفش!

که ما را بر این عهـــد کن استوار!
از این زن ذلیلی مکنبرکنـــــــار!

به زی ذی جماعت نما لطف خاص!
نفرما از این یوغ مــــــارا خلاص

 

شاعر: خودمم نمی دونم !! اگه می دونین بگین


آخرین ویرایش: شنبه 8 تیر 1392 08:32 ب.ظ

 

اشعار خنده دار 3

چهارشنبه 5 تیر 1392 01:34 ب.ظنویسنده : بنده خدا

 

شعر خنده دار (3)

این هم یک شعر خفن دیگه فکر نکنین خودم گفتما!!! راستی اینم بگم مستر زاکربرگ سازنده فیس بوک است.

شوهر یابی از طریق فیسبوک

تبادل لینک رایگان


آخرین ویرایش: شنبه 8 تیر 1392 08:33 ب.ظ

 

اشعار خنده دار 2

جمعه 31 خرداد 1392 05:15 ب.ظنویسنده : بنده خدا

 

شعری از محمد رضا عالی پیام



[e




نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس‏

دیدم به خواب حافظ، توى صف اتوبوس

گفتم: سلام خواجه، گفتا: علیک جانم

گفتم: کجا روانى ؟ گفتا: خودم ندانم

گفتم: بگیر فالى، گفتا: نمانده حالى

گفتم: چگونه‏اى؟ گفت: در بند بى‏خیالى

گفتم که: تازه تازه شعر و غزل چه دارى

گفتا که: مى‏سرایم شعر سپید بارى‏

گفتم: ز دولت عشق ؟ گفتا که: کودتا شد

گفتم: رقیب ؟ گفتا: بدبخت کله پا شد

گفتم: کجاست لیلى ، مشغول دلربایى ؟

گفتا: شده ستاره در فیلم سینمایى

گفتم: بگو ز خالش، آن خال آتش افروز

گفتا: عمل نموده، دیروز یا پریروز

گفتم: بگو زمویش، گفتا: که مِش نموده

گفتم: بگو ز یارش، گفتا: ولش نموده

گفتم: چرا، چگونه؟ عاقل شدست مجنون؟

گفتا: شدید گشته معتاد گرد و افیون

گفتم: کجاست جمشید؟ جام جهان نمایش؟

گفتا: خریده قسطى تلویزّیون به جایش‏

گفتم: بگو ز ساقى حالا شده چه کاره‏

گفتا: شده پرستار یا منشى اداره

گفتم: بگو ز زاهد، آن رهنماى منزل

گفتا: که دست خود را بردار از سر دل

گفتم: ز ساربان گو با کاروان غم‏ها

گفتا: آژانس دارد با تور دور دنیا

گفتم: بکن ز محمل یا از کجاوه یادى

گفتا: پژو دوو بنز یا گلف تُک مدادى

گفتم که: قاصدت کو؟ آن باد صبح شرقى

گفتا که: جاى خود را داده به فکس برقى

گفتم: بیا ز هدهد جوییم راه چاره

گفتا: به جاى هدهد دیش است و ماهواره‏

گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد

گفتا: به پست داده ، آوُرد یا نیاوُرد ؟

گفتم: بگو ز مشکِ آهوى دشت زنگى

گفتا که: ادکلن شد در شیشه‏هاى رنگى‏

گفتم: سراغ دارى میخانه‏اى حسابى

گفت: آن چه بود از دم گشته چلوکبابى

گفتم: بیا دو تایى لب تر کنیم پنهان

گفتا: نمى‏هراسى از چوب پاسبانان

گفتم: شراب نابى تو دست و پات دارى

گفتا: به جاش دارم وافور با نگارى‏

گفتم: بلند بوده موى تو آن زمان ها

گفتا: به حبس بودم از ته زدند آن ها

گفتم به لحن لاتی: ‌«حافظ ما رو گرفتى ؟»

گفتا: ندیده بودم  هالو به این خرفتى


آخرین ویرایش: شنبه 8 تیر 1392 08:47 ب.ظ

 

اشعار خنده دار 1

یکشنبه 26 خرداد 1392 11:06 ب.ظنویسنده : بنده خدا

 
شنیدم در زمان خسرو پرویز
گرفتند آدمی را توی تبریز

به جرم نقض قانون اساسی
و بعض گفتمان های سیاسی

ولی آن مرد دور اندیش، از پیش
قراری را نهاده با زن خویش

که از زندان اگر آمد زمانی
به نام من پیامی یا نشانی

اگر خودکار آبی بود متنش
بدان باشد درست و بی غل و غش

اگر با رنگ قرمز بود خودکار
بدان باشد تمام از روی اجبار

تمامش از فشار بازجویی ست
سراپایش دروغ و یاوه گویی ست

گذشت و روزی آمد نامه از مرد
گرفت آن نامه را بانوی پر درد

گشود و دید با هالو مآبی
نوشته شوهرش با خط آبی:


ادامه مطلب
آخرین ویرایش: شنبه 8 تیر 1392 08:49 ب.ظ

 

 

قالب وبلاگ

مترجم سایت

Mose Code

كد ماوس

خطاطی نستعلیق آنلاین

آپلود عكس

آپلود عكس

مشاهده صفحه